ان ـ استيل سيـستئين (NAC) N-acetylcyctein متابوليت سيستئين و پادسـم اختـصاصي اسـتامينوفن است. درواقع اين دارو توسط FDA فقط بـراي درمـان مسموميت با استامينوفن مجوز دارد، هرچند در طب داخلي عموماً براي درمان فيبروزايـديوپاتيك ريـه به كار ميرود. NAC   به طور سنتي بـه عنـوان خلـط آور (موكوليتيك) مصرف مي شود. هم چنین واجد اثرات ضدميكروبي و گشادكننده ي رگ ها نيز مي باشد. همچنـين از ايـن دارو بــراي پــيشگيــري از آســيب كليــه در جريــان عكسبرداري هاي با ماده ي حاجـب، درمـان كمكـي در ريشه كني هليكوباكترپيلوري، پيشگيـري از ناشـنوايي ناشي از مصرف جنتامايسين در بيماران دياليزي و نيـز به عنوان مكمل غذايي هم استفاده ميشود . با توجه بـه اثـرات مختلـف فارماكولوژيـك NAC و بي ضرري نسبي آن، طي ساليان اخير تمايل به استفاده از NAC براي مصارف گوناگون افزايش يافته اسـت. در اين مقاله، كاربردهاي احتمالي اين ماده در درماتولوژي مرور خواهد شد.

فارماكولوژي

دوز معمول 1200 NAC تا 2400 ميلي گرم روزانه اسـت. پارامترهـاي فارماكوكينتيـك NAC بـه خـوبي مشخص نشده است. غلظـت پلاسـمايي NAC پـس از مصرف در افراد مختلف بسيار متفاوت است و از آنجايي كه اين ماده به طور اندوژن نيز در بدن ساخته مي شود، محاسبات فارماكوكينتيك آن دشوارتر هم مي شود. در مطالعات انجـام شـده، تـاكنون عـوارض جـانبي شديدي با مصرف NAC گزارش نـشده اسـت. حتـي مصرف آن در دوزهـاي بـالا بـراي مـدت يـك سـال در بيماران مبتلا به فيبروز ريه، بدون عارضه بـوده اسـت.  بــا اين وجــود اســتفاده از NAC نيــز هماننــد هــر آنتي اكسيدان ديگري ممكن اسـت بـا خطراتـي همـراه باشد. در اكثر مطالعات باليني انجام شـده، اثـرات جـانبي  NAC در مقايـسه بـا دارونمـا تفـاوتي نداشـته اسـت.

اثـرات جـانبي  NAC

تهوع، استفراغ، اسهال، نفخ، سردرد، خـارش و افـزايش فشارخون از جملـه عـوارض جـانبي گـزارش بـا مصرف NAC هستند، هرچند همگي نادر  هستند. NAC اثرات نيتروگليسرين و داروهاي وابسته را تشديد ميكند، بنـابراين در افـرادي كه از اين داروها استفاده ميكنند ممكـن اسـت باعـث افت فشارخون شود.

مكانيسم اثر

گلوتاتيون يكي از آنتي اكـسيدان هـاي اصـلي بـدن است و مـواد سـمي مختلـف ازجملـه گزنوبيوتيـك هـا، تركيبــات پراكــسيد و ســاير مولكــول هــاي مولــد راديكالهاي آزاد را غيرسمي كرده، از اين طريق نقـش  مؤثري در حفاظت سلولي ايفا ميكند. در جريان استرس هاي اكسيداتيو، غلظت گلوتاتيون كاهش پيدا ميكند. مصرف NAC اين كمبود را مرتفع سـاخته، بـه ايـن ترتيـب NAC بـا افـزايش گلوتـاتيون به عنوان يك آنتي اكسيدان عمل ميكند و از آنجايي كـه راديكـال هـاي آزاد اكـسيژن در طيـف وسـيعي از بيماري ها نقش دارند، ازاينرو قابل انتظار خواهد بود كه NAC  در طيف مختلفي از بيماري ها كاربرد پيدا كنـد.

كاربردهاي درماني NAC

همــانطوركــه بیان شــد NAC در بــدن بــه سيـــستئين تبـــديل مـــي شـــود كـــه سوبـــستراي آنتي پورترگلوتامات ـ سيستئين است و درنتيجه باعـث جا به جايي معكوس گلوتامات به فـضاي خـارج سـلولي شده، در نهايت رهاسـازي گلوتامـات از سـيناپس هـا را كاهش داده و از اين طريق رفتارهاي اجبـاري را مهـار مي كند.  ازسويي ديگر NAC با تسهيل توليد و عمـل  اكسيد نيتريك باعث گشادي می شود، از ايـن طريـق نيز كاربردهاي درماني بسياري پيدا ميكند.

مصارف NAC در درماتولوژي

 الف. پيشگيري از ملانوم بدخيم:

ملانوم يك سرطان مهاجم با پيش آگهـي بـد اسـت كه عليرغم تمامي تلاش هايي كه طي ساليان گذشـته براي مهار آن انجام شده است، ميزان بروز آن كماكـان در حـال افـزايش اسـت . مهـمتـرين عامـل محيطـي مؤثر در ايجـاد ملانـوم اشـعه ي فـرابـنفش اسـت. ايـن اشــعه باعــث افــزايش راديكــال هــاي آزاد اكــسيژن  Reactive Oxygen Species (ROS)   شده و این راديكال ها تخريب اكـسيداتيو DNA را باعـث خواهنـد شد.  علاوه بـرايـن، ايـن راديكـال هـاي آزاد از طريـق كاستن مواد احياكننده ي داخل سلولي مثل گلوتـاتيون باعث تخريب بيشتر سـلول مـي شـوند. ملانوسـيت هـا، بــه طــور اخــص نــسبت بــه ايــن اســترس اكــسيداتيو  بسيارحــساس هــستند.  بنــابراين كاســتن اســترس اكسيداتيو ناشي از اشعه ي فـرابـنفش مـي توانـد نقـش پيشگيري كننده داشته باشد.

مطالعـه درباره تجــويز NAC قبــل از تابانيــدن اشــعه ي فرابنفش به خال هاي بيمـاران

در مطالعـه اي كـه توسـط Goodson و همكـارانش انجــام شــد، تجــويز NAC قبــل از تابانيــدن اشــعه ي فرابنفش به خال هاي بيمـاران تحـت مطالعـه، مـانع از كـاهش سـطح گلوتـاتيون در نيمـي از بيمـاران شـد. ازاين رو مي توان چنين نتيجه گرفت كه NAC مي تواند به طور بي خطري به منظور تعـديل اسـترس اكـسيداتيو القایی توسط اشعه ي فرابنفش در خال  ها به كـار رود. این مطالعه پيشنهادكننده ي امكـان اسـتفاده از NAC به شكل پيشگيرانه قبل از قرارگـرفتن در برابـر اشـعه ي فرابنفش به منظور پيشگيري از استرس اكسيداتيو پروـ انكوژنيك در خال ها مي باشد. نهايتاً سبب كـاهش خطر بروز ملانوم بدخيم در درازمدت مي شود. در مطالعه اي ديگري نيـز كـه همـين گـروه انجـام شد. اســـتفاده از NAC باعـــث محافظت ملانوسيت ها از تخريـب اكـسيداتيو ناشـي از اشعه ي فرابنفش شده.  همچنین سبب تـأخير در بروز ملانوم برروي موش هاي مستعد است.

 ب. درمان نكروليز توكسيك اپيدرمال:

نكروليـز توكـسيك اپيـدرمال، نوعي واكنش دارويي تهديدكننده حيات است كه منجربه آسيب وسيع اپيتيال مخاطي و اپيدرم مي شود. هرچند پاتوفيزيولوژي اين بيماري هنـوز بـه خـوبي روشن نيست، اما دانـسته هـاي حاضـر مطـرح كننـده ي نقش كراتينوسيت ها به عنوان سلول هاي كليدي آغازگر پروســه هــستند. ايــن احتمــال وجــود دارد كــه اثــر آســيب رســاننده ي TNF-α و اســترس اكــسيداتيو بــه كراتينوسينت ها منجربـه تركيبـي از آپوپتـوز و نكـروز شــود. لــذا تركيبــي از داروهــاي آنتــي آپوپتوتيــك / آنتي نكروتيك مثل آنتي بادي هاي ضد TNF-α و NAC كه سطوح مختلف از مراحل نارسايي كراتينوسيت ها را هدفگيري مي كنند ميتوانـد در درمـان ايـن بيمـاري به كار رود.

تأثير NAC در درمان نكروليـز توكـسيك اپيـدرمال:

اولين مورد از تأثير NAC در درمان نكروليـز توكـسيك اپيـدرمال،  در سـال 1994 توسط Redondo گزارش شده است. كه طي آن به طور موفقيت آميزي از NAC وريـدي در همراهـي بـا پنتوكسيفيلين استفاده شد. كـه درواقـع تركيبـي از يك مهاركننده ي TNF-α و آنتي اكسيدان بود. پـس از آن نيز به طور موردي گزارشاتي مبني بر كـارآيي NAC به تنهايي يا همراه بـا داروهـاي ديگـر در درمـان نكروليـز توكـسيك اپيـدرمال  منتشر شـده اسـت.

دركـل،  NAC از سـه طريـق ممكن است در بهبـودي واكـنش هـاي شـديد دارويـي نقش بازي كند:

1) از طريق افزايش سيـستئين داخـل سلولي و تداخل بـا واسـطه هـاي اكـسيداتيو؛

2) مهـار توليـد TNF-α و اينترلـوكين يـك؛

3) بـا مهـار بيـان CLAAg (Cutaneous Lymphocyte Associated Antigen) .

مطالعه بررســـي آثـــار محـــافظتي  NAC:

همچنين در مطالعه اي كه صـابري و همكـاران بـه بررســـي آثـــار محـــافظتي  NAC، اكـــسوتيازوليدين كربوكسيلات (OTC)، استامينوفن و يـا تركيـب آنهـا باهم عليه سيتوتوكسيسيتي ناشـي از سولفورموسـتارد روي رده ي ســلولي فيبروبلاســت هــاي پوســت انــسان پرداختند، NAC  به تنهايي باعث افزايش قابليت زيست سلول ها، افزايش سطوح گلوتـاتيون و افـزايش فعاليـت كاتالاز شد. هرچنـد مـؤثرترين تركيـب بـراي افـزايش زيـــست پـــذيري ســـلول هـــا تركيـــب ايـــن ســـه ( NAC، OTC و استامينوفن) بود كه به طور معني داري سبب افزايش زيست پذيري سلول ها گرديد.

 ج. درمان تريكوتيلومانيا:

تريكوتيلومانيا يك اختلال وسواسي اجبـاري اسـت. كه هرچنـد بـيش از 2 قـرن اسـت كـه از توصـيف آن ميگذرد اما كماكان پاتوفيزيولوژي آن كـاملاً شـناخته نشده است. درحال حاضر با وجود دو دهه تحقيق برروي اين بيماري، هنـوز هـيچ درمـان اسـتانداردي از سـوي FDA براي ايـن بيمـاري وجـود نـدارد . يـك متاآنـاليز حـاكي از آن اسـت كـه كلـوميپـرامين تنهـا كـارآيي متوسطي در قياس با دارونما برروي اين بيماري داشته. هيچ شواهدي گواه بر كارآيي مهاركننده هاي انتخابي برداشت سروتونین نيز وجود ندارد.

عوامل موثر در پاتوژنز اختلالات وسواسـي ــ اجباري

يكي از عواملي كه در پاتوژنز اختلالات وسواسـي ــ اجباري نقش دارد اختلال در عمل گلوتاماترژيك است و به نظر مـيرسـد اخـتلال در مـسير گلوتاماترژيـك در پاتوژنزتريكوتيلومانيا نيز نقش داشـته باشـد.  در يـك مطالعــه ي دو ســويه ي كــور  بر روي50 بيمــار مبــتلا بــه تريكوتيلومانيا، NAC  با دوز 1200 تا 2400 ميلي گـرم روزانه براي 12 هفته با دارونما مقايسه شـده اسـت. در خاتمـه ي دوره، %56 بيمـاران در گـروه NAC كـاهش قابل ملاحظه اي در شدت بيماري داشتند كه در مقايسه با %16 در گروه شاهد، نشان دهنده ی تفـاوت معنـی دار بوده است.

د. در ساير بيماريهاي پوستي مرتبط بـا اخـتلالات وسواسي اجباري:

كاملاً قابل حدس است كه NAC در ساير اختلالات وسواسي اجباري نيـز مـؤثر باشـد. بـراي مثـال،  Berk كارآيي اين دارو در بهبود عادت جويدن ناخن را در سه بيمار نشان داده است. NAC ممكـن اسـت در سـاير اخـتلالات وسواسـي اجبــــاري همچــــون قمــــار وسواســــي اجبــــاري (gambling compulsive)،اعتياد به كوكائين نيز مؤثر باشد. همچنين در سايربيماريهاي جلدي كه زمينه هاي اضطرابي يا اختلالات وسواسي ـ اجباري دخيل هستند، می توان انتظار ميتوان داشت كه اين دارو كمك كننده باشد، هرچنـد طبيعـي است كه براي تأييد يا رد اين ادعا در تمام ايـن مـوارد تحقيقات جداگانه اي ضروري خواهد بود.

Reference:

زرگری، امید، و کیانی فر، کامبیز. (1389). کاربردهای بالینی ان استیل سیستئین در درماتولوژی. پوست و زیبایی، 1(4)، 201-206.. https://sid.ir/paper/157590/fa